![]() |
![]() |
|
| مشق شب |
|
یه روز من و داداشم تصمیم گرفتیم که بریم گردش .خلاصه عازم کوه شدیم.نزدیک یه تپه بودیم که یکدفعه یه دسته بسیجی حمله کردن:
-حاجی از پشت خاکریز برو -حاجی من از اینطرف هواشونو دارم -سید تو برو اونطرف من خیال کردم جنگ شده یا دشمن همون نزدیکی هاست چون چیزی نمونده بود بسیجی ها کشته و زخمی هم بدن! -خانم کی باشن -خواهرمه -که خواهرته من خودمو دخالت دادمو صورتمو چسبوندم به صورت داداشم و گفتم :احمق جان شباهتو ببین.کور که نیستی. بسیجی ها همینطوری دنبال دشمن می گردن (حتی فرضی) چه برسه به اینکه دشمن واقعی وجود داشته باشه. یه زمانی تو قضیه کوی دانشگاه این موضوع مطرح شده بود که نیروها بلد نیستن با مردم چطوری رفتار کنن اونا فکر می کنن مردم هم دشمنن.امیدوارم حالا فهمیده باشن دشمن کیه .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 14:30 توسط فرزانه |
|
|
قصه عهد نامه ننگین ترکمنچای را همه می دانند.معلمان دبستان و راهنمایی و دبیرستان در مورد این موضوع و خیانت به کشور بحث های زیادی کردند .سوال این است که آیا در خصوص دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای این موضوع دوباره تکرار خواهد شد؟ادامه حکومت با خفت یا جنگ؟ شما بودید کدامیک را انتخاب می کردید؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 15:13 توسط فرزانه |
|
|
کوی دانشگاه سال ۷۸:
وقتی جلوی در دانشگاه بودم یه پیر مرد هم مثل من نظاره گر دانشجوهایی بود که با وضع بد و سر و صورت خونی از دانشگاه بیرون می اومدن.اون یکدفعه فریاد زد"کمکشون کنید" بعد هم چند تا شعار داد که مصداقش یادم نیست.بعد یکی از این گروه فشاری ها که به نظر من آدمهایی با بهره هوشی کم هستن اومد و شروع کرد به لگد زدن پیر مرد.پشت سر اون گروه فشاری چند نفر دیگه هم اومدن و پیر مرد و کتک زدن.می دونید مردم چیکار کردن؟ هیچی . فقط نگاه کردن.اینجوری شد که من دیگه توی هیچ کدوم از گروههای عزاداری شرکت نکردم .مردم بخاطر یه آدم آزاده که ۱۴۰۰ سال پیش بخاطر پای بندی به عقیده اش قیام کرده تو سرشون می زنن و گریه می کنن اما حاضر نیستن از یه آدم آزاده دفاع کنن. مردم ما حتی حاضر نیستن بخاطر خودشون حرف بزنن و اعتراض کنن.حماقت تا کی؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 15:16 توسط فرزانه |
|
|
دلم می خواست که یه سایت کاملا حرفه ای می ساختم و توش گزارش های کاملا حرفه ای می نوشتم ولی متاسفانه وقت ندارم اون دوستی هم که گفته بود بهتره تحلیل های علمی تری بنویسم حق داشت.البته یکی از دلیلهایی که زیاد وارد بحث تحلیل نوشتن توی این وبلاگ نمی شم اینه که وبلاگمو می بندن.
انگار بعضی ها دوست دارن جوونا خاطره بنویسن.حرفهای عاشقانه بزنن و از قالب چیپ فعلی بیرون نیان . اونا هستن که قالب نوشتن ما رو تعیین می کنن نه اینکه ما قالب نوشته هامونو تعیین کنیم .چاره ای نیست .منم یه وقتایی گریز می زنم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 18:15 توسط فرزانه |
|
|
راستی اگه جنگ بشه کی می جنگه ؟
من ؟ تو یا.... برای چی بجنگه ؟دلال اسلحه که پولدار می شه یا کارخونه دار اسلحه ؟دلیلی که آدمو به جنگ وا می داره چیه؟دفاع از ناموس؟!! سرنوشت ناموس تو کشور ما کاملا مشخصه .کافیه به خیابونا یه سری بزنیم .مادرم می گه وقتی خبر رسید عراقی ها تو شهر های جنوبی به دخترا تجاوز کردن دسته دسته جوونا می رفتن جنگ.حالا چی؟من چند تا شوهر با غیرت می شناسم که زناشونو می فرستن ... دفاع از زن و بچه ؟ زن و بچه ای که نون ندارن بخورن ... که آینده شون معلوم نیست ... که اگه غافل شی گرگا پارشون کردن... دفاع از کیان جامعه ؟ راستی کیان یعنی چی شماها می دونید؟ انرژی هسته ای هم جزوش می شه؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 18:7 توسط فرزانه |
|
|
مثل اینکه وبلاگم امروز باز شده امیدوارم نبندنش.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 16:40 توسط فرزانه |
|
|
برخي معتقدند كه ممكن است در خصوص پرونده هسته اي ايران از"حكم حكومتي" استفاده شود تا با در نظر گرفتن مصالح عمومي خطر حمله نظامي به ايران از بين برود. در حال حاضر فشارها و تهديدها به كشور در قبال مسائل هسته اي بيشتر شده و شنيده ها حاكي از آن است كه سفر آقاي رفسنجاني به مشهد به دليل اتخاذ تصميم براي حل اين مشكلات نيمه كاره رها شد. "حكم حكومتي" زماني كه رهبري جمهوري اسلامي ايران به دست امام خميني بود در خصوص پذيرش صلح بين ايران و عراق (قطعنامه 598) توسط رهبر صادر شد.امام خميني در آنزمان گفت كه اين حكم مانند نوشيدن جام زهر براي اوست، اما آيا در اين مقطع زماني چنين حكمي كارساز است؟ زماني كه بازرسان سازمان ملل خواستند تا از عراق بازديد كنند ، صدام از اينكار ممانعت به عمل آورد اما وقتي شرايط بحراني شد ،صدام از مواضع خود كوتاه آمده و اجازه داد تا بازرسان براي پيدا كردن تسليحات نظامي به عراق بيايند .با اين وجود همه شاهد نتيجه اينكار هستيم .به عراق حمله شد و تا اين زمان تسليحات نظامي از اين كشورپيدا نشده است. در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه كوتاه آمدن جمهوري اسلامي از مواضعش آيا تهديدات دشمنان به كشور را به صفر خواهد رساند ؟ اگر جمهوري اسلامي در سياست خود تغييري ايجاد كرده و مصالحه كند توقع بيگانگان بيشتر شده و پروژه هاي بعدي(تغيير سياست در قبال اسرائيل) مطرح خواهد شد؟ در غير اينصورت چه راهكار ديگري براي حل مسائل هسته اي مطرح خواهد شد؟ در حال حاضر بسياري از كارشناسان معتقدند كه امكان فرستاده شدن پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت بسيار زياد است. در شرايط كنوني نيروهاي نظامي عملا بر پستهاي حكومتي تكيه زده اند اما سياست سركوب راهكار مناسبي براي برون رفت از مشكلات نيست.شايد اگر اصلاحات به كار خود ادامه مي داد شرايط اينقدر سخت و بحراني نمي شد . دامن زدن به مشكلات اسرائيل و فلسطين با طرح شعار حذف اسرائيل از نقشه جغرافيا و همچنين ادامه اين سياست در عراق بطور مقطعي كارساز خواهد بود و توجه اسرائيل و آمريكا به زودي به سمت ايران جلب خواهد شد. البته طرح اين مساله كه بجاي سياست سركوب مسوولان بايد در صدد حل ورفع مشكلات مردم بر آيند در اين مقطع سخن بيهوده اي است اما بحران اقتصادي و اجتماعي وضع را بدتر خواهد كرد و به مسوولان توصيه مي شود كه بيشتر از اين روي آتش بنزين نريزند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 20:44 توسط فرزانه |
|
|
مشروطه یا جمهوری؟!
چه فرقی می کند دختر همسایه بیمار است و من در پس روبنده ای سفید مردها را دید می زنم که چگونه از فراموشخانه به تاریکخانه می روند ایران دخت در منجلاب حتی دست و پا نمی زند این بغض فرو خورده را کی استفراغ خواهد کرد؟ شاید هم روبنده مرا به عاریت بگیرد بر فراز سرش آتش تخت جمشید روشن است و اسکندر هنوز انتقام می کشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 13:31 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
روزی روزگاری آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|