تبليغاتX
من عروس همانم که در استخاره بد آمده بود
مشق شب
نگار عزیز سلام

امیدوارم حالت خوب باشه.از بابت مطالبی که بهم دادی ممنون اما متاسفانه دیگه نمی تونم گزارشهاتو کار کنم.امیدوارم درک کنی.زیاد نمی تونم بهت توضیح بدم اما فقط همینو بگم که از طرف کسی یا کسانی تهدید شدم.خودت می دونی که من یه دختر دارم و نمی خوام براش مشکلی پیش بیاد.

                                                                                                   دوستدار تو الهام

این متن پیام اینترنتی الهام به نگار بود.نگار وقتی که کارش توی شرکت کمتر بود گزارش تهیه می کرد و با وجود اینکه بیشتر فعالان مطبوعات گزارش هاش رو تایید و تحسین می کردند اما نمی تونستند توی روزنامه هاشون این گزارش ها رو منتشر کنند.مطالبی که نگار می نوشت بسیار مهم و حساس بود و اون برای انتشار این مطالب احساس تکلیف می کرد.به همین علت یه رابط پیدا کرد تا بتونه از طریق اون گزارش های خودشو در یک رسانه خارجی منتشر کنه.اما الهام دیگه نمی تونست نقش یک رابط رو ایفا کنه.

نگار با خوندن متن پیام الهام بسیار ناراحت شد.نه به علت اینکه یک رابط خبری رو از دست داده بود بلکه به این دلیل که حدسیاتش در مورد اینکه کسی یا کسانی اونو کنترل می کنند بیشتر به واقعیت نزدیک می شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 18:22  توسط فرزانه |