تبليغاتX
من عروس همانم که در استخاره بد آمده بود
مشق شب

علاقه نگار به آرین باعث شد که دیگه سر به سر اون نذاره.نگار به خودش دلداری می داد که شاید در مورد آرین اشتباه می کنه و نباید حرفهای نازنین رو باور کنه .اصلا نازنین از کجا اینقدر مطمئنه که بین آرین و خانم اعظمی ارتباطی وجود داره!

نگار تصمیم گرفت که جواب این سوال رو ازخود نازنین بپرسه اما نازنین سر کار نیومده بود.نگار از آقای سعادتی پرسید که نازنین کجاست و با کمال تعجب متوجه شد که اخراج شده!

....................................................................................................................................

بعد از آزمایشات مختلف بر روی مینا مشخص شد که اون به اسکیزوفرنی مبتلا نیست ، اما معلوم نبود که چرا ادعا می کنه دکتر رحمانی توی اون بیمارستان باهاش صحبت کرده.البته دکتر حدس می زد که ممکنه مینا به علت تب وهذیان بعد از زایمان همه اینها رو خواب دیده باشه ، با این وجود مینا به گفته خودش ایمان داشت.

روزها یکی پس از دیگری سپری می شد و علاقه و عشق زیاد مینا به نگار باعث شد که بین اون و خسرو شوهرش فاصله بیافته. خسرو به دلیل بی توجهی در خونه و پر کردن کمبودهاش با زن های مختلف دوست می شد و کمتر به خونه می اومد.اما برای مینا مهم نبود، اون عاشق دخترش بود.

خسرو مردی بی اراده ، غیر منطقی ، دهن بین و بی مسوولیت بود و شاید یکی از دلایلی که باعث شده بود مینا ازش زده بشه و عشق بین اون ودخترش قدرت بگیره همین بود.خسرو با زنهای زیادی آشنا می شد اما هر کدوم مدت کوتاهی با اون سپری می کردن و می رفتن.

اوایل انقلاب بود ، خسرو که تقریبا نصف عمر خودشو توی کاباره های پایین شهر تهران گذرونده بود و یه آدمی دائم الخمر بود حالا داعی اسلام و دین شده بود و توی درگیری ها نقش اول و ایفا می کرد.اون به هیچ حزبی وابسته نبود ، خسرو از عوام بود و عاشق حرفهای عوام پسند ."می گن اگه  آب و برق مجانی می شه"،"میگن فرح با خیلی ها رابطه داشته"،"همه پولهای شاه و می گیرن می دن به ملت، چه شود".

خانواده مینا اهل گیلان بودن و یکی از خانواده های شاه دوست محسوب می شدن.تو خونه اونها هیچ وقت حرف بدی در مورد شاه نمی شنیدی و مقام شاه خیلی مقدس بود .مادر مینا همیشه می گفت مگه میشه یه مملکتی شاه نداشته باشه!مادر مینا هر وقت که خونشون می رفت با خسرو سر شاه بحث می کرد و کارشون به مشاجره می کشید.مینا نه عاشق شاه بود و نه می خواست انقلاب بشه.به اعتقاد اون مملکت نباید خراب می شد و دوباره از اول ساخته می شد بلکه همه باید برای پیشرفت مملکت تلاش می کردن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 17:52  توسط فرزانه |