تبليغاتX
من عروس همانم که در استخاره بد آمده بود
مشق شب

خسرو آدم باهوشی بود اما از هوشش برای اجرای افکار پلیدی که داشت استفاده می کرد.اون باید کاری می کرد که مینا به همراه بچه هاش از اون خونه بیرون بره تا اون و همسر جدیدش خیلی راحت زندگی شونو تو خونه مینا که حالا به نام خسرو بود آغاز کنند.

نگار که 16 ساله شده بود ، یه دختر عزیز دردونه با طبع لطیف بود و از زندگی کردن فقط خوب درس خوندن و یاد گرفته بود اون هیچ وقت فکر نمی کرد که یه روزی پدر بشه!!!

خسرو هر شب سر بهونه های کوچیک جنجال به پا می کرد.اما مینا و بچه هاش نمی دونستند که پای یه زن جدید در میونه اونها فکر کردن که خسرو دیوونه شده .

مثل اینکه روح خسرو شیطانی شده بود .اون از هر وسیله ای برای اذیت و آزار خانواده اش استفاده می کرد.قانون جمهوری اسلامی هم راه رو برای خسرو خیلی باز گذاشته بود و اون به راحتی می تونست سو استفاده کنه.

بالاخره روز دادگاه فرا رسید .مینا برای اینکه قانون بچه ها رو به اون بده از حق مهریه گذشت کرد و قانون مبلغ ناچیزی رو برای نفقه تعیین کرد و حکم طلاق جاری شد.حالا مینا مونده بود و چهارتا بچه قد و نیم قد ، بدون هیچ پشتوانه مالی .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:58  توسط فرزانه | 

با تمام این حرفها انقلاب شذ... اون موقع نگار یکسال و نیم بیشتر نداشت و نمی دونست چه اتفاقهایی دامنگیرش میشه.

خسرو از همون روزهای اول جوگیر شده بود و به مینا می گفت که باید روسری سرت کنی ،حتی توی خونه جلوی نامحرم ها .مینا خیلی براش سخت بود و منظور خسرو رو نمی فهمید .اون فکر نمی کرد که روزی فرا برسه که حجاب اجباری بشه .روزی بشه که توی راهروهای دادگاه به قاضی های دادگاههای مختلف التماس کنه و حقوق طبیعی خودشو بخواد.اما توی مملکت جدید شتر یک نفر حساب می شد و زن نصف نفر!!!!!!

روزها یکی پس از دیگری گذشت .خسرو یه آدم بی مسوولیت بود و مینا با کار کردن توی یه مهد کودک مخارج زندگی رو تامین می کرد و به تنهایی بار زندگی رو بر دوش می کشید.

مینا با همه بدبختی ها و با کمک خانواده اش تونست یه خونه کوچیک بخره اما چرب زبونی های خسرو باعث شد که خونه رو به نام اون بکنه .درست پس از اینکه خونه به نام خسرو شد ، سرناسازگاری برداشت و هوای یار و زندگی جدید به سرش زد.

خسرو چند وقتی بود که توی ذهنش با یک زن دیگه زندگی می کرد اما این بار این زن واقعی بود و بالاخره خسرو با محبوبه ازدواج کرد در حالیکه حالا چهار فرزند از مینا داشت...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:47  توسط فرزانه |