تبليغاتX
من عروس همانم که در استخاره بد آمده بود
مشق شب

"داشتم بهت فکر می کردم ... به اینکه می تونم ببخشمت یا نه ؟!نه برای اولین بار بلکه برای آخرین بار..."

نگار وقتی دکمه send رو فشار داد بغض گلوشو گرفته بود .معمای آرین برای نگار بدون حل باقی مونده بود . تنفر تمام وجود نگار رو فرا گرفته بود اما اون به انتقام فکر نمی کرد ."دست طبیعت" جزای آرین رو می داد ،چه اون می خواست و چه نمی خواست.

به هر حال نگار درگیری فکری اش اینقدر زیاد شده بود که دیگه به آرین فکر نمی کرد . آرش هم اینقدرخوب بود که تونسته بود فضای خالی عشق رو با دوست داشتن پرکنه.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 15:48  توسط فرزانه |